بمناسبت سالگرد شهادت شهید شهامت عیسی بیگی از شهدای گرانقدر دانشگاه آزاد اسلامی دلنوشته همسر این شهید سرافراز تقدیم می گردد

۱۸ مرداد ۱۴۰۰ | ۲۰:۳۲ کد : ۴۰۹۹ اطلاعیه ها

خوشا آنان که جانان می شناسند
طریق عشق و ایمان می شناسند
بسی گفتیم و گفتند از شهیدان
شهیدان را شهیدان می شناسند


بزرگ بود و از اهالی امروز و با تمامی افقهای باز نسبت داشت...شهامت را میگم مردی ساده و خوشفکر و سربزیر و ساده باشجاعتی که الگویش مولا ع بود  وقتی خواستگاریم آمد همه  شهامت را آخرین بازمانده خوبیها معرفی کردند و حتی بعضا او را لایق شهادت دانستند ....
افکار و تفکرش او را آسمانی کرده بود و من هر روز بیشتر از دیروز شیفته اش میشدم و خودم را در او حل شده میدیدم...
جنگ تمام شده بود قطعنامه پذیرفته شده بود ولی من هنوز ترس از تنها شدن و شهید شدنش را داشتم ...
عاقبت شهامت پرواز کرد و انروز همه شهر امدندگریه کردن  و ما پذیرای هزاران تشیع کننده شهامت بودیم....امسال 33سال از انروز گذشته هست و من بارها و بارهادر سختیها و خوشیها شهامت را کنار خودم بصورت عینی حس کرده ام...
هیچوقت زیباییهای اولین دیدار با  شهامت را پس از شهادتش فراموش نمیکنم...
بغض سنگینی داشتم از محرم شدنم در شجره تا سعی بین صفا و مروه  و هروله رفتن .... 
 در ذهنم شهامت را صدا میکردم و هاجر گونه پر از امید دنبال سیراب شدن از چشمه زم زم بودم نمیدونم در طواف چندم بودم شاید سوم که جلویم پر از نور شد جوانی رعنا را دیدم.... ارررره شهامت من جلوتر از همه ما میرفت زبانم بند امده بود همه دنبال نور بودن و من هیجانی پر از دیدار و امید و نفهمیدم هفت بار هروله رفتن و بر گشتن را چگونه طی کردم.،،،بر فراز اسمانها و بالاتر از ابرها ومن و شهامت بودیم ......حج مقبول و سعی مشکور....
سالها از ان سعی و طواف گذشته و 
من خوب میدانم از همان لحظه، شهامت من با ابراهیم و هاجر و اسماعیل محشور گشته  و من چقدر خوشحالم و امیدوار که روزی در بهشت کنار شهیدان، شاکر خدا و اولیای الهی باشم
الهی امین